بیجار و قالی آن از دیدگاه ادوارد

بیجار و قالی آن از دیدگاه ادوارد

شهر بیجار شهر کوچکی است با ۷۰۰۰ نفر جمعیت که در دره زیبا و سرسبزی در ۱۲۰ میلی شمال غربی همدان واقع شده است . در پشت موستان ها و باغ های میوه که آن را احاطه کرده است یک ردیف تپه های سرخ رنگ دیده می شود که صخره های نوک تیزی به اشکال عجیب از جلگه آن بیرون آمده است : جاده سمت همدان نا هموار و در فصل تابستان خاک آلود است , ولی ( به عکس جاده ـ سنندج ) در سراسر سال می توان آن را به وسیله اتومبیل طی کرد . در ۶۰ میلی همدان مسافر بهدهکده ای نیمه بایر می رسد که زمین آن را کاریز های عمیق و بستر خشک رودخانه ها قطع کرده است . مقابل وی در افق قله مرتفع عظیمی دیده می شود که به قدری موزون و بهاصطلاح تراز است که گویی آن رابا خط کش رسم کرده اند . مسافر در پایان یک روز سفر خسته کننده و خاک آلود به قله این کوه می رسد . حال وقتی که به عقب بنگرد ( اگر بتواند ) در پنجاه میلی خود جلگه ای غبار آلود و شیری رنگ مشاهده خواهد کرد .
در قرن پانزدهم , بیجار روستایی بیش نبود و گفته می شود که به شاه اسماعیل نخستین پادشاه دودمان صفویه تعلق داشت . در حدود یک قرن قبل ساکنان آن تا اندازه ای متمکن شدند که توانستند مالک زمین و خانه های خود شوند . این تمکن در ایران علامت آزادی به شمار می رود .بیجار به یک شهر تبدیل یافت , ولی موقع جغرافیایی آن طوری نبود که به صورت مرکز بازرگانی در آید . بلکه تنها بازاری شد برای فروش فراورده های کشاورزی و اهمیت چندانی پیدا نکرد .
در بین کلیه شهر های مغرب ایران که در طی جنگ جهانی اول به اشغال قوای بیگانه در آمد به بیجار بیش از همه لطمه وارد آمد . ابتدا نیروی روسیه این شهر را اشغال کرد . اینها تا می توانستند غلات و حبوبات آنها را تصاحب کردند , ولی از این گذشته رفتارشان با ساکنین این شهر دوستانه بود . مردم که هرگز نمی پنداشتند که نیروی روسیه بیجار را ترک خواهد کرد کوشیدند خود را هر چه بیشتر با وضع جدید وفق دهند , ولی روس ها در آنجا نماندند و در مقابل فشار نیروی ترکیه عقب نشینی کردند و ترک ها شهر راگرفتند و مردم نگوت بخت را به اتهام همکاری با روس ها مجازات کردند . ترک ها اندک مواد غذایی و غلاتی را که برای مردم باقی مانده بود از دستشان در آوردند و از تیر سقف خانه ها برای تهیه آتش استفاده کردند . وحشت سراسر بیجار را فرا گرفت .
خشکسالی ۱۹۱۸ این مصیبت را تکمیل کرد . مدت چندین ماه روزی ۲۰۰ نفر دراین ناحیه به هلاکت می رسیدند . وضع بیجار بعد از جنگ بسیار اسفناک بود : شهری بود غارت شده که ده یک جمعیت خود رااز دست داده بود . از آن زمان به بعد هیچ گاه آن طور که باید پیشرفت نکرد و آبادانی پیشین خود را باز نیافت . قبل از سال ۱۹۱۴ شهر آبادی بود با ۲۰۰۰۰ نفر جمعیت , در حالی که امروز تقریبا روستای بزرگی به شمار می رود .
ناحیه قالی بافی بیجار مشتمل است بر شهر بیجار و ۴۰ روستایی که در شعاع ۳۰ میلی آن قرار گرفته است .در نخستین سال های بین دو جنگ جهانی بهندرت قالی در این ناحیه بافته می شد . سپس در اواسط قرن بیستم این صنعت به تدریج احیاء شد تادر سال ۱۹۳۸ که در حدود ۱۰۰۰ دستگاه بافندگی دراین ناحیه مشغول کار بود و فراورده سالانه آن به هزار تخته می رسید .
سپس جنگ جهانی دوم آغاز شد . سانحه جنگ در اغلب مراکز قالیبافی اثر زیانبخش نداشت زیرا تقاضا برای فراورده در پایتخت رو به افزایش بود . متاسفانه بیجار از این تقاضا سودی نبرد چه قالی های سنگین و زمخت و درشت بافت آن مورد پسند تازه به دوران رسیده های پایتخت واقع نمی شد . بار دیگر میزان قالی بافی در بیجار به مقدار زیادی تنزل یافت .
در قرن گذشته روسا و خوانین مشرق کردستان کرد نبودند بلکه ترک بودند , به طوری که عده ای از آنها تا امروز نیز ترک هستند . اغلب قبایل ترک به عکس اکثر قبایل ایرانی قالی های خود را مثل قالیهای بیجار دو پوده می بافند . در بین این قبایل ترک ناحیه هریس و تبریز , قشقائیها فارس و بعضی از ایالات افشار را در کرمان می توان نام برد . احتمال بسیار دارد که خوانین ترک شرق کردستان ( شاید عده ای از افراد خاندان افشار که هنوز در شمال بیجار مالک چندین روستا هستند و از لحاظ تاریخی با افشار های کرمان مربوطند ). برای قصور خود به قالیهای بزرگ و محکم نیاز داشتند , حال چگونه می توانستند چنین فرش هایی تهیه کنند ؟
بدیهی است : دستور دادند آنها را به همان شیوه عشایری و با با همان گره ترکی و دو پوده پشمی تهیه کنند . یعنی به همان شیوه ای که قالی یوشاک تا به امروز بافته می شود . در واقع قالی بیجار می تواند یکی از خویشاوندان دور قالی یوشاک ترکیه باشد . چنانچه این فرضیه درست باشد بقیه نیز درست خواهد بود , بهاین معنی ککه چون پشم ( به عکی نخ ) ماده ای است که حالت ارتجاعی دارد برای به دست آوردن فرشی که مثلا در هر اینچ۱۲×۱۲ گره داشته باشد پود های پشمی را باید با شدت کوبید که در تنیجه قالی های خشن و فشرده به دست می آید , یعنی همان ویژگی هایی که در قالی بیجار دیده می شود .
شانه زدن پود های پشمی کار دشواری بود, بدین جهت قالی بافان بیجار علاوه بر شانه سنگین که از آهن و چوب ساخته شده بود ناگزیر ابزار مخصوص دیگری برای این منظور تهیه کردند و آن شئی شبیه یک پنجه آهنی است که ۱۲اینچ طول دارد . قالیبافان این پنجه را در فواصل نزدیک محکم روی پود ها می زنند تا در هر اینچ تعداد کافی از ردیف های گره به دست آید که البته کاری خسته کننده ولی در عین حال ضروری است .
قالیبافی در ناحیه بیجار یک حرفه روستایی است .هیچ نوع کارگاه سازمان یافته قالیبافی در شهر و یا روستا های آن یافت نمی شود . دستگاه های بافندگی قدیمی و بدوی است . اغلب تیر های این دستگاه ها خمیده و ناصاف است . علت کجی قالی های بیجار تا حدی همین است . ولی تنها دلیل عدم توازن و تقارن در قالی های بیجار این نیست , بلکه به کاربردن پشم برای تار قالی علت عمده به شمار می رود .چون پشم حالت فنری دارد و کشیدن آن بر دار به طور یکنواخت دشوار است , و چنانچه کشش تارها یکنواخت نباشد قالی کج از آب در می آید .
بنابر مطالبی که ذکر شد هنگامی که شنیدم قالیبافان بیجار برای تار به جای پشم از نخ استفاده می کنند خوشوقت شدم . چه برای این منظور نخ خیلی بهتر از پشم است و ضمناً هیچ گونه تغییری در ظاهر ویا در طرز به کار بردن آن نمی دهد . از نخ برای پود تازک نیز استفاده می کنند و این نیز نوعی پیشرفت محسوب می شود . زیرا برای پود ضخیم هنوز پشم به کار می برند, یعنی همان گونه که باید باشد , و اگر در این مورد نیز از نخ استفاده کنند ماهیت و چگونگی قالی بیجار به کلی تغییر خواهد کرد .
در ساختمان و بافت قالی تحولات دیگری نیز پدید آمده است . بیست و پنج سال قبل که برای نخستیم بار از بیجار دیدن کردم ضخامت پود پشمی که به کار می بردند به اندازه یک مداد سربی بود قالیبافان نیرومند باچنگال های ۱۲ اینچی و شانه های سنگین با شدت بر روی آن می کوبیدند و در نتیجه قالی به قدری فشرده و محکم می گردید که آگر آن را تا می کردند بدون شک پود ها ترک بر میداشت . بنابراین اکنون که پود های نازک تری به کار می برند در این زمینه نوعی پیشرفت محسوب می شود . قالی قدیم بیجار بیش از اندازه فشرده بود .
تعداد طرح هایی که در قالی بیجار به کار می رفت همیشه معدود بود و معمولا از طرح های گردان استفاده می کردند . طراحا حرفهای , که در شهر هایی مثل تبریز و کاشان و مخصوصا کرمان افراد محترم به شمار می روند . در بیجار وجود ندارند هر چند گاه یکبار , یکی از مردم محل بهخاطر کسب شهرت طرح جدیدی تهیهمی کرد , ولی بدوناستثناء این طرح ها همیشه نامرغوب بود .
سابقاً طرح ها با روستاهای خاصی بستگی و ارتباط داشت و هنگامی کهمثلا طرحی در یک روستا متدال می شد مردم آن فقط از همان یک طرح استفاده می کردند . برای آشنا ساختن روستائیان با طرح جدید ابتدا قسمتی را که باید تکرار شود بر روی تکه ای قالی به اندازه یک پادری که به آن (( واگیره )) می گفتند می بافتند و آن را در اختیار قالیبافان می گذاشتند تا از آن به عنوان الگو استفاده کند. با ایت روش بازرگانان می توانستند طرح های بهتر را در اندک مدتی رواج دهند . استفاده از روش جدیدتر , یعنی نمایاندن طرح بر روی کاغذ شطرنجی توزیع آن را ساده تر و آسانتر کرده است .
با این همه , قالی های معدود و انگشت شماری که در حال حاضر در بیجار تهیه می شود فاقد طرح ها و نقشه های متنوع و مرغوب هستند .

اخبار مرتبط

  •   نوشته شده توسط :  
  •   دسنه مطلب :   مقالات
  •   تاریخ انتشار :  ۱۳۹۶/۰۳/۰۴