بررسی تطبیقی فرش روستای جادشت با فرش کشکولی در زمان کوچ نشینی

بررسی تطبیقی فرش روستای جادشت با فرش کشکولی در زمان کوچ نشینی

از بین ایلات و اقوام مختلف عشایر در فارس که حضور آن در هنر فرش پر رنگ تر دیده می شود ایل قشقایی است . این ایل از شش طایفه بزرگ : کشکولی کوچک ، فارسیمدان ،کشکولی بزرگ ، دره شوری ، عمله و شش بلوکی تشکیل شده است.
اساس و شالوده اقتصادی و اجتماعی ایل قشقایی ، مانند همه عشایر و ایلاتی که همه سال ه میان سردسیر و » مسیر حرکت ایل قشقایی را دقیقاً »[۳]«. گرمسیر ییلاق و قشلاق می کنند ، بر دامداری و اقتصاد شبانی نهاده است نمی توان روی نقشه ترسیم و پیاده کرد . خط مرزی طوایف حدود مشخص و دائمی ندارد. گاه جبر طبیعت و
خشکسالی و عدم ریزش های جوی ، آنها را به فاصله ای دوردست می کشاند و گاه در کوهستانها و دامنه های همیشگی خویش اسکان می دهد . بطور کلی فقط در حالت عادی طوایف مختلف مسیری معین دارند و به خوبی با
۴]مسیر کوچ طایفه کشکولی کوچک از اطراف دهستانهای ]«. امکانات و خطرات راهها و مسیرها آشنا هستند جگردان ،هنگام و گردنه هایقر شهرستان قیروکارزین تا دامنه های جنوبی قله دنا ، حومه شهرستان سپیدان و
کمهر و کاکان است. از تولیداتی که به نوعی در اقتصاد خانواده ها نقش دارد ، تولید دست بافته ها اس ت . گرچه
بافنده ایلی به منظور داد و ستد دست بافته ای را خلق نمی کند اما در مواقع ض رورت به منظور ک مک به
چرخش چرخ اقتصاد خانواده آنها را به فروش می رساند. از مهمترین تولیدات طایفه کشکولی دست بافته
های پرزدار نظیر قالی، قالی- خورجین[ ۵] ،چنته[۶] ، و همچنین دست بافته های تخت باف دیگر شامل گلیم ،
جاجیم ، جل اسب و… است که در بیشتر طوایف رواج داشته و در بین این طایفه نیز رونق دارد . درکتاب های
متعددی به فرش ایل قشقایی اشاره شده که جامع ترین آن توسط دکتر سیروس پرهام نگارش شده است ، اما در
مورد وضعیت فرش طوایف اسکان یافته ایل قشقایی تحقیق کاملی صورت نگرفته و به هم ین خاطر محدوده
اطلاعات ما در سه بخش ذیل خلاصه می شود:
-۱ آمار و ارقامی که از ارگان های متولی دریافت کردیم.
-۲ مصاحبه با تولید کنندگان محلی و بافندگان با سابقه در منطقه
-۳ مشاهده عینی یا تصاویری که قابل دسترسی بود.
فرش های به جای مانده از طایفه کشکولی قبل از یکجانشینی دارای ویژگی هایی است که بررسی تطبیقی آن با زمان یکجانشینی در شهرک جادشت یافته های ما را در مورد فرش این طایفه زیاد می کند. روستای جادشت
جادشت دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد واقع در ۹ هزار گزی جنوب خاور » فیروزآباد.کنار راه عمومی فیروز آباد به قیر و کارزین این ده در جلگه واقع و هوای آن معت د ل است و ۶۱۳ تن سکنه دارد.آب آن از قنات، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جا ج یم بافی و گل یم بافی درازی این بلوک [فیروزآباد] از قریه “جادشت”تا خرقه رسول ۴ فرسخ، پهنای آن از کوشک تا ده بیم » [۷]«. است ۸] جادشت روستایی است در شرق شهرستان فیروزآب اد، ک نار ج اده فیروزآباد – قی ر ]«. فرسخ کمتر وکارزین به گونه ای که این جاده روستا را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده است. روستا در دامنه رشته کوهی قرار گرفته که به موازات جاده از غرب به شرق کشیده شده است. جنوب آن به زمین های زراعی و از غرب به روستای روز بدان و از شرق به زمین های ملی و منابع طب یعی منتهی بوده و دارای آب و هو ایی معتدل و مهاجرپذیر است. ۳۰۰۰ هکتار زمین زراعی دیم و ۱۵۰۰هکتار زمین زراعی آبی داشته که به وس یله آب چاه و آب قنات آبیاری می شوند. محصولات کشاورزی آنها گندم، جو، ذرت، برنج ، چغندر قند ، دانه روغنی کلوزار ، مرکبات ، زیتون و انگور است.
مردم روستا : ساکنان روستا را دو گروه فارس زبان های مالوچه (حدود ۳۰ ٪) و ترک زبانهای عشایر ای ل قشق ایی (حدود۷۰ ٪) تشکیل می دهد. تیره های مختلف طوایف عمله (بهمن بیگلو، سهراب خانلو ، سارویه و…)،کشکولی کوچک (کرمانی، فیلیوند ، اوخچلو ، قراچه و سهم الدینی، اوریاد ، آلیوند ، داروغه و…) و شش بلوکی (رحیم ل و ، دوست محمدلو و…) در این روستا ساکن هستند ، بیشتر فارس زبان ها در پایین جاده و بیشتر ترک زبا ن ها در بالای جاده مستقر می باشند.
مراحل اسکان عشایر در روستای جادشت ۹
با فعالیت روز افزون اسکان یافتگان تیره های مختلف در امر بافندگی و شناخت و توجه بیش از پیش مسئولین شهرستان از پتانسیل های موجود در روستا و قرار گرفتن در کناره جاده اصلی شهرستان فیروزآباد – قیرکارزین روند رو به رشد توسعه روستا را دو چندان گردید تا آنجا که امروزه این روستا از امکاناتی از قبیل : آب لوله کشی ، گاز ، برق ،تلفن ، دهداری ، شبکه بهداشت ، نانوایی ، مدارس پسرانه و دخترانه در مقاطع مختلف ، بانک ، کلانتری ،۱۰، اداره خدمات کشاورزی و فروشگاه تعاونی عشایری برخوردار است. بر طبق سرشماری نفوس مسکن ۱۳۸۵ جمعیت کل روستا ۶۵۹۹ نفر ( ۳۲۹۸ مرد و ۳۳۰۱ زن )در قالب ۱۲۹۶ خانوار می باشد و بر اساس آمار د ه ی اری روستا تعداد افراد دارای تحصیلات عالیه در این روستا بیش از ۱۵۰ نفر می باشند . شغل اصلی مردان کشاورزی و دامداری و گروهی نیز خوش نشین (کار آزاد، بیکار)و شغل زنان امور بافندگی می باشد . دی ن تمام مردمان روستا مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند. زنان این روستا هنوز لباس های سنتی عشایری ایل قشقایی را می پوشند.
سال(شمسی) دلایل استقرار در روستا
۱۳۱۱ اسکان اجباری عشایر که در ۱۳۲۰ پایان گرفت و ایل دوباره به حرکت درآمد. ۱۳۳۰ قبل از دهه ۱۳۳۰ گروهی فارس زبان درسه کیلومتری شمالغرب روستای فعلی زندگی می کردند که مالوچه نام داشت و از امکانات بهداشتی ، برق ، مدرسه و… بی بهره بودند که با تأکید و اصرار محمد حسین خان به مکان فعلی منتقل شدند. ۱۳۳۱ محمد حسین خان پسر صولت الدوله قشقایی به همراه اطرافیان وی در آنجا ساکن شدند و بعد از آن کم کم به تعداد خانوارها افزوده گردید. ۱۳۴۱ بر اثر پدیده خشکسالی و افزایش مرگ و میر احشام و اسکان به صورت خود جوش صورت گرفت و همچنان ادامه دارد.
بررسی تطبیقی فرش روستای جادشت با فرش کشکولی در زمان کوچ نشینی :
قبل از اسکان اولین گروه ایل قشقایی در این روستا خبری از قالی بافی نبود . در دهه ۱۳۳۰ هجری شمسی چند تن از » . ۱۳۳۶ ) نخستین فرآیند تولید تجارتی گسترده دامنگیر بافندگان قشقایی ساکن این روستا شد) خوانین قشقایی در اوایل دهه ۱۳۴۰ کارگاههایی در فیروزآباد و چندی بعد در خنگشت منطقه یلمه بر پا کردند و ۱۱ ] اولین تولید کننده فرش در این روستا به نام مشهدی قلی عط ا یی ]«. بافندگان یکجانشین را به کار گماردند کشکولی کار خود را در تولید فرش شروع نمود. خانواده ایشان که در بافت قالی متبحر بودند کارگاه هایی در منزل خود دار کرده و از ساکنین روستا جهت شاگردی و کمک دعوت می کردند و به ازای هر روز کمک به آنها دستمزد پرداخت می گردید. در این سال ها حاج نسیب اله عطایی و عزیز اله عطایی پسر مشهدی قلی نیز ب ه تول ید فرش پرداختند و فرش بافته شده را به حاج غلامحسین قهرمانی وحاج غلامعباس فریدونی که در شهرستان فیروزآباد مغازه فرش فروشی داشتند می فروختند و از سال ۱۳۴۱ با اف زوده ش دن جمعیت اسکان یافتگان ایل قشقایی در روستا این دونفر نیز به صورت مستقیم تولید را در این روستا شروع نمودند خ امه های و بعد از آن (از سال ۱۳۴۴ به بعد ) از کارخانهHarand مصرفی تولیدات فوق از کارخانه ر ی سندگی هرجا که عشایر به اقتضای زمانه و ضرورت ها به دلخواه خود یکجا » [ ریسندگی خورشید تهیه می گردید.[ ۱۲ ۱۳ ] طوایف و تیره های ایل که به اقتصاد گله داری و دامپروری ]« نشین شده اند دست بافت های ممتاز داشته اند وابسته بودند اکنون با یکجانشینی و از دست دادن دامها بر اثر عوامل مختلف، دچار بیکاری شدند . از مهمترین راههای درآمد خانوار تولید دست بافته های داری به خصوص فرش بود . در یکجا نشینی، دریافت دستمزد مشخص به ازای هر متر مربع بافت از طرف تولید کننده ها در گرداندن چرخ اقتصاد خانواده کمک بزرگی است که در کوچ نشینی میسر نبود.منفعت ناشی از بافت فرش در کوچ نشینی به دو صورت حاصل می گردد:
-۱ دوره گردها و واسطه ها به ایل می آمدند و فرش را از عشایر می خریدند .
-۲ در صورت نیاز، مردان به بازار شهرستان ها (بخصوص بازار وکیل) یا طرف حساب آن خانواده مراجعه نموده و دلالان و بازاری ها فرش را به بهای ناعادلانه از آنها می خریدند. ساکن شدن تیره های فرش باف طایفه کشکولی کوچک ، بافت فرشهای ظریف توسط بافندگان در زمان کوچ نشینی ، نزدیکی روستا با شهرستان فیروزآباد ، ارتباط نزدیک خریداران و تولید کنندگان محلی فرش با بافندگان روستا از مهمترین دلایلی است که به رونق فرش روستا کمک کرده است.
از بین طوایف و تیره های مختلف که در این روستا اسکان یافته اند وزنه طایفه کشکولی به لحاظ پیشنه ای که در بافت فرش داشتند در ره آورد سفر به این روستا سنگینی نموده، تمام این روستا و حتی فرش شهرستان و روستاهای حومه را تحت شعاع قرار داده است. اهداف تولید در زمان کوچ نشینی و یکجا نشینی یکسان نیست .
در زمان کوچ نشینی اوقات فراغت زن عشایر به خاطر گرفتاریهای زندگی کم بوده و به منظور داد و ستد آثاری خلق نمی کند و تابع نقشه های رایح در بازار نیست و تنها برای نیازهای خود و محیط زندگیش تولید می کن د و کار کردن برای افراد غریبه و دستمزد گرفتن ناپسند می باشد ، ولی در زمان یکجانشینی زن عشایر اسکان یافته وقت بیشتری را صرف تولید کرده و با هدف فروش و یا دریافت دستمزد فعالیت می نماید و تابع دستوراتی است که از تولید کننده می گیرد. در زمان کوچ نشینی مردان در پروسه تولید فرش در مراحل آماده سازی مواد اولیه نظیر جمع آوری گیاهان رنگزا ، پشم چینی و… نقش مستقیم داشتند و در زمان یکجا نشینی مردان هیچ نقشی در امر تولید ندارند. در کوچ نشینی کار بافندگی توسط دختر مایه مباهات خانواده ها بود ه وعدم یادگیری آن از منزلت دختر می کاهد و در روستا به جهت ارتباط با شهرستان و تعاملات اجتماعی و فرهنگی اولویت با ادامه تحصیل است و عدم موفقیت در فعالیتهای اجتماعی ، او را وادار به بافت فرش می نماید.
در هنگام کوچ نشینی یک بافنده می بایست تمام مراحل آماده سازی مواد اولیه و بافت اعم از ریسیدن، تابیدن، رنگرزی و چله کشی و… را انجام داده و هر کدام از این مراحل با صرف زمان زیادی انجام می گرفت و همه عوامل و مشکلات مانع از بافت بیش از یک الی دو تخته فرش توسط یک خانواده در یکسال می شد. ب ا ای ن همه همین یک تخته فرش در بر گیرنده مفاهیم آثار اجتماعی و فرهنگی خاص و مشخص بود که فرشبافی این طایفه یا عشایر را از دیگر مناطق ایران جدا می کرد. اما امروزه همه معادلات این نظام های تولیدی به هم ریخته است.
طرحهای فرش کشکولی به جهت فروش مناسب در بازارهای داخلی و خارجی در بیشتر شهرستانهای فرش باف استان بافته می شود.
مهیا شدن امکانات بهتر و بیشتر نظیر مکان و تغییر دار سیار به دار فلزی افقی نسبت به زمان کوچ نشین ی شرایط را در جهت بافت فرش بزرگ پارچه و کیفیت مطلوب بافت فراهم نمود . آش نا بودن خریداران و تولیدکنندگان محلی از طرحهای فرش کشکولی مانند یک سر ناظم کشکولی، ماهی در هم کرمانی و بو لی، بته قبادخانی و محرمات و گرایش آنها به تجارت این گونه فرشها باعث رواج فرش کشکولی در روستاهای دشت فیروز آباد بخصوص روستای بایگان ، نودران ، دولت آباد ، مورج شهرک و… شده است. متداول شدن حوض در حوض عرب چرپانلو(تصویر ۱و ۲)، لچک ترنج (چهار چاپق) با طرح های گیاهی منتظم رایج در تولیدات فرش فارس از نمونه های تأثیرپذیری بافندگان روستای جادشت است که در بازار طرفداران زیادی دارد . در این وادی چگونگی ترکیب بندی نقش پردازی ماهی درهم به صورت طرح سرتاسری و میزان اندازه نگاره نسبت به گذشته کوچکتر ( شده است . (تصویر ۳و ۴
زنان کشکولی که آزاده تر و به اعتباری با فرهنگ تر از دیگر بافندگان کوچرو فارس اند ، از حیث اقتباس طرح»
و نقش زیاده تعصب ندارند و نقشمایه های و طرحهای شهری را فراوان برگرفته و در گره بافته های خود به کار ۱۴ ] استفاده از نقشه چه به صورت دستور[ ۱۵ ](تصویر ۵و ۶) و چه به صورت نقشه طراحی و رنگ آمیزی ]« بسته اند شده از یک طرف و نزدیکی با شهرستان فیروز آباد (حضور تولید کننده های بزرگ، آشنایی بافندگان با ذائقه مشتری و…) از سوی دیگر باعث شده تا بیشتر طرح های فرش های بافته شده توسط بافندگان این روستا از نوع نقش های منظم پیوسته و منسجم و متقارنی باشد که از فرش های شهری باف الهام گرفته اند. از آن جمله است :
محرمات ، ماهی درهم ، یک سر ناظم کشکولی(تصویر ۷)و حتی قرینه سازی و تواز ن در چگونگی آرایش و چیدمان موتیف های غیر منتظم مشهود می باشد.
تصویر ۱- فرش با طرح حوض در حوض عرب چرپانلو[ ۱۶ ] تصویر ۲ – فرش با طرح حوض در حوض عرب چرپانلو- روستای جادشت
تصویر ۳- فرش ماهی درهم کشکولی[ ۱۷ ] تصویر ۴- زمینه فرش ماهی در هم- روستای جادشت
تصویر ۵ – دستور نگاره ها- روستای جادشت
عدم قرینه سازی در ترکیب بندی نقوش که یکی از ویژگی های فرش عشایر ایل قشقایی در زمان کوچ نشینی است امروزه کمتر به چشم می خورد. در روستای جادشت بافت فرش بعنوان یک کار تمام وقت محسوب شد ه ، بعضی از دخترها و زن ها در خانواده فقط به کار بافندگی مشغولند. جایگزین شدن مواد اولیه یکدست ماشینی در یکجا نشینی به جای مواد اولیه دستریس در کوچ نشینی باعث افزایش سرعت بافنده در بافت شده اس ت .
گستردگی تولید زیر انداز در این روستا و روی آوردن تولید کننده ها به رواج طرح ها و نقشه های آماده جهت بافت بعد از چند مدت ماندگاری نقش و نگاره های سنتی فرش قشقایی در فرش این روستا را سبب شده و شاید آمادگی ذهنی بافنده عشایر زمینه را برای ماندگاری بیشتر آماده کرده باشد و این سری از نقوش بیشتر در قالب های غیر منتظم نمود پیدا می کند که امروزه به صورت کاملا قرینه رایج شده است.(تصویر ۸) نمونه های زیادی از این قبیل در طرح لچک ترنج دیده می شود و بارزترین نمونه برای این دسته از طرحها فرش با طرح گیاهی است.
یکجانشینی و همجواری با شهرستان ها تبعات جبران ناپذیری را نیز به دنبال دارد . فاصله گرفتن تدریجی از اصالت فرش که خود در جنبه های گوناگون قابل بررسی است. دامنه گستردگی فراوانی رنگ ، ریزه کاری های رنگ آمیزی ، تضاد رنگبندی و … در فرش های زمان کوچ نشینی آنقدر بالا بود که کارشناسان را در تشخیص رنگ های گیاهی و شیمیایی به شک وا می داشت چیزی که در تولیدات امروزی کمتر شاهد آن هستیم.
تصویر ۶ – دستور فرش یک سر ناظم کشکولی- روستای جادشت تصویر ۷- فرش یک سر ناظم کشکولی- روستای جادشت تصویر ۸- قرینه سازی طرح غیر منتظم- روستای جادشت تصویر ۹- نقشه رنگ آمیزی شده نگاره های فرش-روستای جادشت به دلیل رواج گسترده نقشه های فرش(تصویر ۹) امکانات ذهنی بافی محدود و دامنه خیالپردازی تنگ است و قدرت تمرکز بافنده بیشتر در کیفیت بافت و دقت در اجرای طرح جولان می کند تا در خلق طرح و نقش جدید.
با توسعه صادرات فرش دست بافت در دهه ۶۰ و نیمه اول دهه ۷۰ تولید کننده های مختلفی در این روستا حضور یافتند. شرکت صنایع دستی جنوب و جنوب غرب، اتحادیه ف رش دست باف، تول ید کننده های ب خش خصوصی،کمیته امداد امام خمینی و جهاد سازندگی هر کدام در تولید فرش در مناطق و بخصوص در این روستا سهم خاصی داشتند. در دو دهه اخیر ، بیشتر سه گروه در این روستا فعالیت دارند:
بخش خصوصی ، اتحادیه تعاونی فرش دست باف ، کمیته امداد امام خمینی به دلیل غیر متمرکز بودن تولید زیرانداز در فارس نمی توان آمار دقیقی را از تولید کننده های واقعی و بافنده ها در یک منطقه بدست آورد چرا که امکان دارد یک بافنده برای چند نفر تولید کننده کار انجام د هد و یا تولید کننده در مناطقی که پروانه تولید گرفته به طور دائمی فعالیت ننماید و یا اصلاً پروانه تولید نداشته باشد.

اخبار مرتبط

  •   نوشته شده توسط :  
  •   دسنه مطلب :   مقالات
  •   تاریخ انتشار :  ۱۳۹۶/۰۲/۳۱